سوداسودا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره

eshgham,sevda

عکسهای اسفند 95

سلام دخمل من چد تا عکس جا مونده از اسفند پارسال برات می زارم عزیزم       اینم دخمل ناز من به همراه عروسکی که خاله فریبا زحمت کشیدن و از ارومیه فرستادن. دستشون درد نکنه. عروسک سخنگو هست و اسمش ساراست.     اینم چهارشنبه سوری   ...
16 ارديبهشت 1396

عید 96

سلام بر گل دختر نازمن. عیدت مبارک عزیزم. یکسال گذشت و شما هم بزرگتر و فهمیده تر تر شدی عزیز مامان. برات از اتفاقات بد قبل سال و روزهای عید چیزی نمی گم و امیدوارم تو هم خیلی زود این خاطرات بد رو فراموش کنی. بهترین هدیه امسالت کالسکه مورد علاقه دخمل نازم بود. از لحظه دیدارت با کالسکت برات فیلم گرفتم که وقتی بزرگ شدی ببینی. تا به امروز نهایت 5 تا عکسی بیشتر ازت نگرفتم ولی ایشالله تو اولین فرصت عکسهای خوب می گیرم و برات می فرستم. دوست دارم عزیز دلم.خیلی خیلی زیاد.     اولین عکس سال 96     دخمل گل من در حال کمک کردن به مامانش     قربون دخمل نازم بشم من   ...
16 فروردين 1396

اسفند ماه 95

ماه اخر سال هم رسید و شما یکسال دیگه بزرگتر شدی. توی این ماه بیشتر به کارهای خونه سرگرم بودیم 4 اسفند ماه عروسی فرزاد جون بود که به شما خیلی خیلی خوش گذشت و اولین بار بود که شما رفتی ارایشگاه  و موهاتو کامل درست کردی. البته دور از چشم من خانم ارایشگر کمی ارایشت کرده بود که قبلا از رفتن به عروسی رژت رو کامل پاک کردیم. اینم دخمل عروسک من.           ...
8 اسفند 1395

بهمن ماه 95

سلام به دخمل نازنین من خیلی دوست دارم گلم ببخشید که مامان این چند وقته خیلی درگیر بوده و نتونستم برات زیاد بنویسم. یکی از بزرگترین اتفاقات زندگیمون که خرید خونه بود توی این ماه اتفاق افتاد و دو خونه بعد از خونه مامان زری جون رو خریدیم که این خیلی خیلی برای شما خوشایند بود. من وبابایی هم حسابی از این موضوع خوشحالیم. اسباب کشی و جمع کردن پول برای خرید خونه خیلی خیلی سخت بود و البته هنوز به صورت کامل از این موضوعات رها نشیدم. برات تو ادامه چند تا عکس می زارم.   ...
8 اسفند 1395

جشن شب یلدا 95

سلام گل دخترم شب یلدا خانواده ما و خاله الهام جون به همراه مامانی و بابا علی برای جشن شب یلدا رفتیم به هتل هما. اونجا حسابی به شما خوش گذشت. چند تا عکس هم از اونجا برات می زارم.         ...
29 دی 1395

سودا جون در دی ماه 95

سلام گل من الان که دارم برات می نویسم تو هم کنارم تو شرکت نشستی و کلی داری غر غر میکنی کوچولوی من. دیشب بابا جون برای شما یه ابرنگ خریده که شما از دیشب تا الان گیر دادی که ازش استفاده کنی که متاسفانه به دلیل اینکه خونه نبودیم نتونستی استفاده کنی. انشالله امروز بعد از شرکت و کلاس ورزش میریم خونه و با هم یه نقاشی قشنگ می کشیم. از اتفاقهای مهم این ماه اول از همه اومدن عمو بابا جون از انگلیس بود که بر خلاف برخورد اول شما که همش گریه بود بعد از چند ساعت به شدت با عمو رفیق شدی و به شدت با هم گرم گرفته بودید. البته عمو جان زحمت کشیده بودند و یک پیراهن و یک دامن برای شما اورده بودند که برات در ادامه عکس می زارم.     سود...
27 دی 1395

گل من تو آذر 95

سلام گل من . الهی مامان فدای دختر گلش بشه. برات یه عالمه عکس خوشگل دارم. و اینکه یه البوم خوب برای عکسهای دختر گلم پیدا کردم و هفته گذشته با خاله جون کل البوم دخمل نازم چیندیم. چند تا عکس برات می زارم گلم. سودا جون قبل از اومدن خاله جونش     گل دختر من با حسن جون تو کلوپ پاندا         دختر ناز من تو تولد عمو سجاد جون         دوردونه من توی سالگرد ازدواج مامان و بابا 95/08/13         اینم عکس مامان ندا با کبوترهای عمو جون     و مامانی ب...
14 آذر 1395
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به eshgham,sevda می باشد